![]() |
|
|
فارسی
|
|
Today: Friday, 8 March.
|
![]() |
||||||||||
عنوان مقاله : بررسی رفتارهای انسانی و تاثير آن در عملکرد شبکه حمل و نقل بعد از زلزله محققان :افشين شريعت مهيمنی-عليرضا شورشی طراح صفحه :اميد عليزاده اين مقاله از طريق انجمن علمی دانشجويان مهندسی عمران دانشکده فنی دانشگاه تهران تامين گرديده است
بررسي رفتارهاي انساني و تاثير آن در عملكرد شبكه حمل ونقل بعد از زلزله
افشين شريعت مهيمني استاد يار دانشكده عمران-دانشگاه علم وصنعت ايران shariat@iust.ac.ir عليرضا شورشي هيئت علمي دانشگاه آزاد كرج – دانشكده عمران shoreshi@irantraffic.com
چكيده سيستمهاي حمل ونقل براي پاسخگويي به تقاضاي سفرها ، طراحي اجرا و بكارگيري مي گردند که در طی آن با ارائه عرضه ای متناسب با تقاضا و اعمال مدیریت و کنترل بر روی عرضه و تقاضا، امکان انجام سفرها فراهم می گردد. انجام این روند با توجه به پیچیدگی و گستردگی رفتار انسانی کار مشکلی می باشد. زیرا چه در زمینه تقاضا و يا در رابطه با مدیریت و کنترل بر روی نحوه پاسخگوئی به تقاضا و استفاده از آن، نیازمند به شناخت و تحلیل رفتارهای انسانی می باشیم. در شرايط پس از بروز بحراني مانند زلزله تحليل رفتارهاي انساني كار بسيار مشكلي خواهد بود. دراين وضعيت بخشي از ظرفيتها و دسترسي هاي شبكه حمل و نقل از دست رفته است و تقاضاهاي بعد از زلزله نيز ضمن افزايش ناگهاني ، رويكردي كاملاً احتمالاتي دارند. از طرفي نيروهاي اعمال كننده مديريت و كنترل شبكه نيز يا آسيب ديده اند و يا رفتاري غير مطمئن دارند. لذا ضرورت دارد بويژه براي تحليل شبكه حمل و نقل در برابر زلزله شناختي نسبي از رفتارهاي انساني داشته باشيم. دراين مقاله سعي مي گردد ضمن بررسي رفتار رانندگان در هنگام زلزله و بعد از آن به رفتار نيروي نيروي انتظامي و امداد و نجات و نيروهاي مديريت بحران پرداخته شود و با ارائه راهكارها و پيشنهاداتي آثار ناشی از مشکلات پیش آمده از رفتارهای انسانی بعد از بروز زلزله در سطح شبکه حمل و نقل را کاهش دهد
1- مقدمه زلزله هاي اخيري كه در شهرهاي بزرگ دنيا ، در كشورهايي چون تركيه (1992)، تايوان، ژاپن (1995)، آمريكا (1994)، مكزيك (1990)، ارمنستان (1986) روي داده است، ياد آور وضعيت خطرناكي است كه در صورت وقوع زلزله در شهرهاي بسيار بزرگ مي تواند رخ دهد. امروزه با وسعت گرفتن شهرها و افزايش تراكم شهري بخصوص در شهرهاي واقع در كشور هاي در حال توسعه ، اين خطر بيشتر خود را نشان مي دهد. زيرا بسياري از اين شهرها از شبكه مناسب حمل و نقل شهري برخوردار نيستند و يا در مناطق با زلزله خيزي بالا قرار گرفته اند . بعلاوه اكثريت ساختمانهاي مسكوني و خدماتي بر مبناي آئين نامه هاي ساختماني مقاوم در برابر زلزله ساخته نشده اند. بروز زلزله اي با شدت بالا در اين ابر شهرها مي تواند حجم بالاي تلفات انساني و در عين حال آسيب گسترده امدادي و از بين رفتن شبكه حمل و نقل شهري را در پي داشته باشد . مديريت بحران ، بخصوص در ساعات و روزهاي اوليه بروز حادثه ، براي كاهش ضايعات انساني ، داراي اهميت بالايي است . اين مسئله در زلزله ارمنستان (1986) بگونه اي و در زلزله كوبه ژاپن (1995) به صورتي ديگر كاملا ديده شد. براي برنامه ريزي و آمادگي در برابر اين وضعيت داشتن برآوردي از شدت تخريب و آسيبها ، ميزان نيازها و نحوة پاسخگويي مهم مي باشد و در اين راستا نقش شبكه هاي حياتي بويژه حمل و نقل داراي اهميت زيادي خواهد بود . در خلال قرن بيستم بيش از 1.000 زلزله منجر به تلفات انساني در دنيا ثبت شده است .در حدود 5/1 تا 2 ميليون نفر در اين زلزله ها جان خود را از دست داده اند.(Pomonis et al. 1993) حدود يك سوم از اين تلفات در چين بوده است كه بزرگترين زلزله ثبت شده در تاريخ در آن رخ داده است. زلزله تانگشتان چين در سال 1976 در حدود 250.000 تا 750.000 كشته بر جاي گذاشت. اين زلزله در نيمه هاي شب و در شهري كه يك ميليون نفر از مردم آن در خانه هاي غير مقاوم خود خوابيده بودند، رخ داد . 90 % خانه هاي مسكوني و 75% ساختمانهاي صنعتي تخريب شدند. در زلزله كانزو چين در سال 1920 بيش از 180.000 نفر كشته شدند و اكثر آنان در اثر شكست شيب و لغزش زمين در زير خاك مدفون گشتند. آسيبهاي غير مستقيم زلزله هم تلفات بالايي به بار مي آورد.نمونه آن آتش سوزي ناشي از زلزله بزرگ كانتو ژاپن در سال 1923 مي باشد كه باعث تخريب شهرهاي توكيو و يوكوهاما گرديد. در اين زلزله حدود 160.000 نفر كشته شدند. بروز آتش سوزي وسيع بعلت وقوع زلزله در حوالي ظهر بود. در آن زمان در حدود يك ميليون اجاق ذغالي در خانه هاي چوبي براي تهيه غذا روشن بودند و اين وضعيت باعث آتش سوزي وسيع گرديد. زلزله جداي از تلفات انساني خود آثار تخريبي زيادي دارد. زلزله هاي اخير در شهرهاي بزرگ دنيا واقع در كشورهاي توسعه يافته خسارتهاي فراوان اقتصادي وارد كرده است. زلزله سال 1994 نورث ريج آمريكا 20 ميليارد دلار و زلزله سال 1995 كوبه ژاپن 100 ميليارد دلار خسارت ايجاد نمود. كشور ما يكي از خطرناكترين موقعيتها را در برابر زلزله دارا ميباشد. عدم امكان پيشبيني وقوع آن، ضعف ساختمانها و تأسيسات شهري در برابر زلزله و عدم آمادگي لازم براي مديريت بحران تاكنون باعث شده است كه تلفات بالاي انساني را در زلزلههاي اخير داشته باشيم . ميزان تلفات و آسيبهاي انساني در چند سال اخير ايران را در جمله كشورهاي آسيب پذير دنيا از نظر زلزله قرار داده است. در حالي كه در زلزله هاي نامبرده كانونهاي زلزله و گستره تاثير آن بيشتر مناطق با تراكم مسكوني پايين را در بر مي گرفته است. بروز همين زلزلهها در مناطق مسكوني شهرهاي پرجمعيت كشور ما آثار بسيار وسيعي را در برخواهدداشت. شهر تهران به عنوان پايتخت كشور، مركز تصميم گيري مديريت نيروهاي امداد و نجات در زلزله هاي گذشته بوده است . اما خود اين شهر در صورتي كه يك زلزله نسبتاً شديدي در آن رخ دهد، با مسائل بسياري مواجه خواهدشد. بر مبناي مطالعات پهنه بندي زلزله اي شهر تهران كه با پشتيباني آژانس همكاريهاي بين المللي ژاپن JICA[1] انجام شده است براي تهران دوره بازگشت زلزله 150 سال را پيشبيني كردهاند در حاليكه از آخرين زلزله تهران 170 سال ميگذرد. در اين شهر و اطراف آن سه گروه گسل وجود دارد كه هر كدام مي تواند زمينه بروز يك زلزله بزرگ باشد. شهر تهران گستره وسيعي را در بر ميگيرد. متوسط تراكم جمعيت آن 110 نفر در هر هكتار ميباشد در حالي كه در بعضي مناطق شهري اين تراكم در حدود 350 نفر در هكتار ميرسد. جمعيت شهر بر مبناي آمار 1375 برابر 6.742.165 نفر است كه اين آمار در طول روز كاري بالاتر نيز ميرود. نزديك به 46% از ساختمانها قديمي بوده و باقيمانده ساختمانها نيز لزوماً از وضعيت سازهاي خوبي برخوردار نيستند. و در بعضي مناطق اين نسبت به 75% ميرسد. اين در حالي است كه در بعضي از مناطق تهران مانند منطقه 17 كه جمعيتي در حدود 290.000 را شامل ميگردد، تنها دو بيمارستان و يك ايستگاه آتشنشاني قرار دارد. كوچههاي 3 و 6 متري، درصد بالايي از كل مسيرهاي شهري اين منطقه را در بر ميگيرد. فضاهاي باز و قابل دسترسي در اين منطقه محدود مي باشد. قدمت زياد ساختمانها و كيفيت ساختماني پايين و تراكم بالاي جمعيت بيانگر فاجعهاي خواهدبود كه در صورت بروز زلزله در اين گونه مناطق خواهيم داشت. بررسيهاي انجام شده توسط JICA نشان ميدهد كه بروز زلزلهاي به بزرگي 6.7 ريشتر توسط گسل ري ميتواند 380.000 كشته بر جاي بگذارد و در مناطقي مانند 12 و 11 شهر تهران، آمار كشته شدگان نزديك به 15 تا 20 درصد كل جمعيت ساكن اين منطقه خواهد بود. ]1 [ آسيب گسترده به پايتخت مي تواند آثار منفي اجتماعي در برداشته و حتي بر ساختار حكومتي تأثير بگذارد. مانند آنچه در بنگلادش بعد از سيل در 1974 اتفاق افتاد و يا آنچه بعد از زلزله 1972 نيكاراگوا و خشكسالي 74- 1972 اتيوپي رخ داد. ]2 [
2- بررسي رفتارهاي انساني در اثر بروز زلزله در سطح شبكه جداي از آسيبهاي گسترده به شبكه معابر درون شهري و دسترسيهاي برون شهري كه باعث مي گردد تا شبكه قابل استفاده بعد از بروز بحران براي ما مشخص نباشد.و از طرفي تقاضاي بعد از بروز زلزله نيز بدرستي قابل تشخيص نيست . ما در جهت تحليل شبكه و ارز يابي عملكرد و در عين حال مديريت آن با مشكل بزرگتري روبرو هستيم كه آن ، رفتارهاي انساني است. در واقع تحليل شبكه كه شامل برآورد عرضه و تقاضا و سپس بهره گيري از عرضه براي پاسخگويي به تقاضا ميباشد، در تمام مراحل خود نياز به شناخت رفتارهاي انساني دارد. بعد از زلزله عده اي از افراد در سطح شبكه حركت كرده، براي نجات، امداد و برقراري نظم كمك مي كنند و عده اي ديگر به عنوان افراد آسيب ديده براي اطلاع از وضعيت خانواده، تخليه شهر و يا كمك رساني، از سطح شبكه استفاده خواهند كرد. از مسائل مهم نگراني مردم در هنگام زلزله، اطلاع از وضعيت اعضاء خانواده آنها است. در طول روز تعداد زيادي از بچه ها بعنوان دانش آموز در مدارس يا در مهد كودكها هستند. مطمئناً اطلاع از وضعيت اين كودكان و نوجوانان و كمك به آنها مشكلات ترافيكي زيادي را ايجاد مي كند. در شهري مانند تهران 21% سفرها تحصيلي و 46% كاري است. در زمان ساعت اوج اگر زلزله اي اتفاق بيفتد والدين و اعضاء خانواده كه در اين زمان اكثراً در محل كار خود و يا در مسير حركت ميباشند، نگران فرزندان خود شده و اين مسئله ميتواند مشكل بزرگي ايجاد نمايد. Sugita et al (2000) بيان مي كنند كه تجربه زلزله كوبه نشان داده است كه تشكيل تيمهاي شناسايي زمان زيادي مي برد و از طرفي به علت خرابي راهها زمان زيادي براي شناسائي خرابي ها بايد صرف گردد و بعضاً اطلاعات جمع آوري شده بعلت مشكلات سيستم مخابراتي به موقع به مركز جمع آوري اطلاعات نمي رسند، بگونه اي كه در زلزله كوبه 24 ساعت شناسايي طول كشيد. افراد آسيب ديده لزوماً به آنچه ما مي خواهيم و پيش بيني مي كنيم، عمل نخواهند كرد. در بسياري از مسائل روزمره كه به نوعي در تحليل آنها نيازمند به شناخت و برآورد پارامتر انساني هستيم، نوعي ابهام وجود دارد چه برسد در يك زلزله واقعي كه بسته به شدت و گستردگي بحران، نامعيني رفتار و عكس العمل انسانها بسيار گسترده خواهد بود. ما در جهت تحليل شبكه حمل و نقل و ارزيابي آن با چند گروه از افراد روبرو خواهيم بود و اولين آنها رانندگاني كه در هنگام بروز زلزله در سطح شبكه راهها در حال رانندگي هستند و ماشينهاي آنها به نوعي مي تواند سبب انسداد مسيرها گردد. دومين گروه مردمي هستند كه بعد از بروز زلزله، از شبكه با وسيله خود يا بدون آن براي اطلاع از وضعيت خانواده ، تخليه آنها و يا كمك رساني به ساير مردم استفاده مي كنند. سومين گروه نيروهاي امنيتي هستند كه بايد بر ترافيك شبكه بعد از زلزله اعمال كنترل نموده و با باز كردن مسير و اختصاص آن به نيروهاي امدادي، در جهت امداد رساني كمك نمايند. چهارمين گروه، نيروهاي نجات و امداد هستند كه براي انجام مأموريت خود از شبكه استفاده مي كنند و پنجمين گروه نيز نيروهاي مديريت بحران در مسئله امداد رساني مي باشند.
2-1- رفتار رانندگان در هنگام وقوع زلزله از سطح شبكه راهها بويژه راههاي شهري، در همة ساعات شبانه روز استفاده ميگردد و ميزان اين استفاده ارتباط زيادي با زمان دارد. بگونه اي كه در زمان ساعت اوج بيشترين حد خود را داراست. بنابراين در هنگام بروز زلزله نيز عده اي از افراد با وسايل نقليه خود در حال استفاده از شبكه هستند و زلزله مي تواند سبب انسداد مسيرها و بروز مشكلاتي گردد كه ماشينهاي در حال حركت را گرفتار در ترافيك و راهبندان ناشي از عوامل مختلف انسداد مسير نمايد. مواردي مانند خرابي پلها، ريزش ديوارهاي حايل، تصادف ماشينها، رها كردن ماشينها در سطح جاده از جمله دلايل بسته شدن مسيرها مي تواند باشد. در تحليل وضعيت شبكه ميزان عرضه و يا راههاي در دسترس اهميت زيادي دارد و از آنجايي كه بعد از بروز زلزله ميزان بالايي از سطح شبكه توسط ماشينها مي تواند اشتغال گردد، لذا در روند تحليل، نيازمند به بررسي رفتار رانندگان مي باشيم.
2-1-1- عوامل مؤثر در وضعيت و رفتار رانندگان چهار پارامتر در نحوة رفتار رانندگان اهميت زيادي دارد كه عبارتند از شدت زلزله (ميزان آسيبها) زمان وقوع زلزله، سطح فرهنگ و پايبندي به مقررات و ميزان اعمال مقررات. بديهي است زلزله هر چقدر شديدتر باشد ميزان آسيبها بيشتر و گسترده تر مي شود و در نتيجه وضعيت بحرانيتري در پيش خواهد بود. هراس بيشتري در رانندگان ايجاد گرديده و رفتار غير منطقي بيشتري را شاهد خواهيم بود. انسداد مسيرها گسترده تر و رانندگان تعجيل بيشتري براي اطلاع از وضعيت خانواده و كمك رساني به آنها دارند. رفتار رانندگان ارتباط مستقيمي با شدت و بزرگي زلزله دارد. رانندگان زلزله را ديرتر احساس ميكنند و معمولاً مشاهدة خرابيها و رفتار سازه ها و اشياء اطراف سبب آگاهي از بروز زلزله گردد. اگرچه در زلزله با شدت بالا وسايل نقليه ممكن است از سطح جاده خارج شده، از روي پل پرت شده و يا در سطح جاده واژگون گردند. براي زلزله هايي با شدت بالا عملاً رفتار رانندگان پيچيده تر شده و ارائه تحليل بسيار مشكل شده و از دقت و ارزش پائيني برخوردار خواهد بود. زمان وقوع زلزله نيز در رفتار رانندگان داراي اهميت است. بروز زلزله در شب نسبت به روز ديرتر احساس مي گردد اما در شدتهاي بالا، وقوع زلزله در شب هراس بيشتري را ايجاد خواهد كرد. در طول شب اعمال مقررات ( در شرايط مشابه از نظر حجم ترافيكي ) سختتر خواهد بود و بينظمي بيشتري مشاهده مي شود. اما مهمترين عامل در بغرنج شدن قضيه و اهميت يافتن مسئله وسايل نقليه، بروز زلزله در ساعاتي است كه شبكه در زمان اوج بهره برداري است. اين زمان اوج معمولاً در ساعت اوليه صبح براي انجام سفرهاي كاري و تحصيلي( براي مثال ساعت 7 تا 9 صبح ) و در عصرها هنگام برگشت از كارها ( براي مثال ساعت 5 تا 7 بعدازظهر) مي باشد. البته اين زمانها بسته به نوع معبر ( شرياني درجه 1 و 2 ، جمع كننده و يا دسترسي)، موقعيت (كاربري زمين، نوع سفرهاي حاكم، عادات اجتماعي مردم، ساعات كاري)، موقعيت فصلي و مانند آن، متفاوت مي باشد. در اين زمانها سطح بيشتري از خيابانها توسط وسايل نقليه اشغال شده اند. اگر چه آمار تلفات ناشي از خرابي ساختمانها، به علت خارج بودن مردم از ساختمانها مي تواند تا حدي كمتر باشد اما خرابي شبكه حمل و نقل و بويژه پلها ميتواند تلفات زيادي را در بر داشته باشد. در زلزله لوماپريتا در امريكا اكثر تلفات انساني در آزاد راهها اتفاق افتاد. در زلزله سال 1995 كوبه ژاپن، تعداد تلفات انساني در بزرگراهها با توجه به زمان وقوع زلزله در صبح و قبل از شروع حركت مردم در محل كار خود زياد نبوده است. اما اگر زلزله در ساعت اوج اتفاق مي افتاد، با توجه به حجم گسترده خرابي آزاد راهها و تعداد زياد پلهاي تخريب شده، تلفات مي توانست بسيار بيشتر باشد. به هرحال در ساعات اوج اكثر مسيرهاي شهري با حداكثر ظرفيت خود در سطوح سرويس E كار مي كنند. اين سطح سرويس ناپايدار بوده و به سرعت با بروز موانع كوچك در مسير، تبديل به سطح سرويس F مي گردد. زلزله در ساعت اوج مي تواند اكثر مسيرهايي كه با حجمي نزديك به ظرفيت خود حركت مي كنند، دچار مشكلات زيادي كند. تأكيد عدهاي بر استفاده از وسيله نقليه خود و ادامه مسير و در كنار آن رها كردن ماشينها توسط افراد ديگري در خيابان مسائل زيادي را در ساعتهاي اوج ايجاد خواهد كرد. سطح فرهنگ ترافيكي و پايبندي به مقررات افراد هم در اين مسئله اهميت زيادي دارد. در جوامعي كه تمايل زيادي به گريز از قوانين و مقررات وجود داشته و رانندگان خود را ملزم به رعايت حقوق ديگران نمي دانند، مشكلات ايجاد شده توسط وسايل نقليه اي كه در هنگام بروز زلزله در سطح شبكه قرار دارند، بسيار بيشتر خواهد بود. كشورهاي جهان سوم (و در ميان آنها بخصوص ايران) داراي ضعفهاي عمده اي در اين زمينه هستند. در آنها با وجود يك راهبندان كوچك در وضعيتهاي عادي افراد سعي مي كنند به هر صورت خود را از راهبندان خارج كنند كه راحتترين صورت آن، استفاده از مسير مقابل است. اين مسئله بخصوص با افزايش زمان تأخير وارده بر افراد شدت يافته و ميزان پايبندي به مقررات كاهش مي يابد. مطمئناً در هنگام زلزله و با وقوع راهبندانهاي گسترده بويژه در ساعات اوج، امكان استفاده از سطح شبكه براي وسايل امدادي كاهش خواهد يافت. بنابراين در هنگام بروز زلزله شرايط اجتماعي و فرهنگي مردم اهميت زيادي خواهد داشت و براي پوشاندن اين ضعف نياز به اعمال مقررات سختتر و برنامه ريزي منسجمتري در جهت استفاده از نيروهاي انتظامي مي باشد. ميزان اعمال مقررات در نوع رفتار رانندگان تأثير خواهد گذاشت. در صورتي كه نيروهاي انتظامي حضوري قوي و چشمگير نداشته و نتوانند مقررات را اعمال كنند، رفتارهاي رانندگان مي تواند آسيب بيشتري به وضعيت ترافيكي و در نتيجه ناپايدار كردن شبكه در جهت استفاده توسط نيروهاي امداد و نجات گردد. هر چقدر زمينة اعمال مقررات سريعتر فراهم شده و يكپارچه تر و هماهنگتر و با قدرت بيشتري انجام گردد، تأثير آن بر رفتار رانندگان بهتر انجام مي گيرد. بروز اين مشكل را به صورت خاص بعد از زلزله بم و در مسير ارتباطي كرمان به بم شاهد بوديم ، حجم بالاي تردد وسايل نقليه عبوري مربوط به عموم مردم باعث گرديد تا زمان عبور از اين مسير به چندين برابر افزايش يابد و امداد رساني از مسير جاده اي را با مشكل روبرو نمايد.
2-1-2-مشكلات احتمالي ناشي ازرفتار رانندگان و عوامل تشديد كننده آن بعد از بروز زلزله مشكلات مختلفي خود را نشان مي دهد كه عبارتند از مهمترين مشكلي كه توسط وسايل نقليه اي كه در هنگام بروز زلزله در سطح شبكه حركت مي كنند ايجاد مي گردد، اشغال سطح شبكه و راههاي دسترسي است. نيروهاي امداد و نجات و انتظامي براي رسيدن به مقاصد خود نياز به استفاده از خيابانهايي دارند كه ممكن است توسط ماشينهاي شخصي اشغال شده باشند. ماشينهايي كه ممكن است جابجا نمودن آنها براي آزاد كردن سطح راه مشكل باشد. از طرفي ماشينهايي كه در هنگام بروز زلزله در خيابانها حركت مي كنند، لزوماً در مبدأ و مقصد خود نيستند و لذا مي خواهند ادامه مسير داده يا سعي ميكنند به مبدأ حركت خود بر گردند (بويژه برگشت به منزل). اين قضيه در ساعات اوج ترافيك پيچيده تر خواهد بود. جزء اولين اقدامات بعد از زلزله، پاكسازي معابر و آزاد كردن آنها براي عبور وسايل نقليه امدادي است اما در اين جهت مشكلات زيادي ممكن است مطرح گردد. در آزاد راهها كه سهولت حركت نسبت به ميزان دسترسي ارجعيت دارد، امكان دسترسي به آزاد راهها از طريق ورودي و خروجي هاي محدود بوده و ممكن است در طول چند كيلومتر هيچگونه دسترسي وجود نداشته باشد. از طرفي انسداد خروجيها امكان تخليه را بخصوص در زماني كه ترافيك عبوري در حد ظرفيت آزاد راه بوده است، مشكل مي كند. از طرفي مأمورين در بعضي از مسيرها براي رسيدن به محل انسداد مسير و رفع آن، نياز به عبور از مسيري دارند كه توسط وسايل نقليه اشغال شده اند و يا اينكه وسايل نقليه گرفتار مجبورند مسير طولاني و پر تراكمي را براي رسيدن به نواحي كه ظرفيت پذيرش آنها را براي توقف موقت دارند، طي كنند تا بعداً در زماني كه امكان و اجازه حركت براي آنها فراهم مي گردد به حركت خود ادامه دهند. در اثر زلزله ممكن است ايستگاههاي توليد و خطوط انتقال برق دچار آسيب شده و برق مورد نياز چراغهاي راهنمائي قطع گردد (وضعيتي كه در زلزله هاي گذشته تجربه شده است) و يا اينكه خود چراغها آسيب ديده يا زمان بندي آنها متناسب با وضعيت بحراني پيش آمده نباشد. اين وضعيت و همچنين عدم حضور نيروهاي پليس و انتظامي مي تواند باعث بروز مشكلات زيادي در تقاطعاتي گردد كه تردد بالايي در آنها انجام مي پذيرد. در اين حالت رانندگان در واقع خود تصميم گيرنده بوده و اگر نخواهند حقوق همديگر را مراعات كنند، باعث بروز تصادفات، راهبندان و كندي حركت خواهند شد. به علت هراس ايجاد شده، عجله و عدم دقت لازم و يا خرابيهاي ناشي از راه، ممكن است تصادفاتي در سطح خيابانها رخ دهد. اين تصادفات از سطحِ در دسترس شبكه خواهند كاست. از جمله مشكلاتي كه از طرف رانندگان ايجاد مي گردد، رها كردن خودروها در سطح خيابانها است. اين مسئله ممكن است در اثر آسيبهاي وارده بر خودروها باشد كه امكان حركت را از آنها گرفته شده است ويا شوك و هراس ناشي از وقوع زلزله و يا در اثر نااميدي از باز شدن مسيرها و تعجيل در جهت اطلاع يافتن از وضعيت خانواده رخ ميدهد، بخصوص اگر رانندگان در فاصله نزديكي از محل زندگي خود باشند. بعد از بروز زلزله بويژه اگر آسيبها گسترده بوده و در عين حال آموزشهاي قبلي وآمادگي ذهني در اين رابطه وجود نداشته باشد، رفتار رانندگان و افراد عادي ميتواند در بهره برداري از شبكة راهها، مشكلات زيادي ايجاد نمايد. مانند تعجيل در اطلاع از وضعيت خانواده كه مي تواند باعث عدم رعايت حقوق ديگران و رسيدن به مقصد به هر صورت ممكن گردد. و يا تلاش براي رسيدن به يك نقطه امن و دور شدن از موانع خطرناك جنبي و يا فرار از خطر پس زلزله هاي احتمالي كه مي تواند باعث عدم توجه به مقررات شود. از طرفي بعلت هراس ناشي از زلزله عده اي ممكن است بر رفتار خود كنترل لازم را نداشته و بعلت عدم كنترل بر رفتار، رها كردن وسيله نقليه ايجاد تصادف، درگيري و حتي عدم توجه به فرامين نيروهاي انتظامي نمايند. افزايش طول سفرها در اثر عدم اطلاع از طرفي به علت سردرگمي و شوك وارده در تشخيص مسير، رانندگان دچار عدم دقت شده و حتي در تشخيص مسيرهاي معمولي خطا نمايند، به علت عدم اطلاع از مسيرهاي باز، مسيرهاي طولانيتري را طي مينمايند و اين باعث افزايش متوسط طول سفرها مي گردد. از سوي ديگر به علت عدم آگاهي از محل و ميزان آسيبهاي مسير،ممكن است در طي يك مسير بدفعات با انسداد مسيرروبرو شده و مجبور شوند ، دوباره تغيير مسير دهند و اين كار چندين بار تا رسيدن به مقصد براي آنها تكرار شود.
2-1-3- راههاي مواجهه با اين مشكلات بروز اين مشكلات در زلزله هايي با شدت بالا و در طول روز بويژه در ساعت اوج، امري اجتناب ناپذير است اما مي توان به كمك راه حلهاي ساده در صورت بروز اين مشكلات آنها را تا حدي كاهش داد. آموزش همگاني و اطلاع رساني مي توانند در تعديل رفتارهاي افراد بعد از بروز زلزله و كمك در تصميم گيري صحيح آنها نقش مؤثري داشته باشند. آموزشها بايد گسترده بوده و جداي از نيروهاي امدادي و انتظامي براي افراد عادي با سطوح مختلف تحصيلي نيز اجرا گردد. تأكيد بر رعايت نكات ايمني در هنگام رانندگي، نحوه تخليه و باز نمودن مسير براي عبور ماشينهاي امدادي و تسلط بر خود، از جمله مواردي است كه در آموزشها بايد لحاظ شوند. اطلاع رساني به موقع بعد از بروز زلزله، دعوت به آرامش، دادن اطلاعات درست در رابطه با وضعيت خيابانها و مناطق و دعوت به همكاري در لحظات بعد از زلزله اهميت فراواني دارد. فعال بودن شبكه هاي راديويي مربوط به ترافيك و ارائه اطلاعات از طريق آنها، نقش مؤثري را در هدايت و كنترل مردم خواهد داشت. اجراي مانورهاي سراسري و تمرين براي مواجه شدن با شرايط زلزله نيز كمك خوب ديگري خواهد بود. بازگشايي شبكه راهها بعد از زلزله، براي عمليات نجات و امداد بايد به سرعت انجام گيرد. ساعات اوليه بعد از زلزله مي تواند نقش مهمي را در زندگي افراد حادثه ديده داشته باشد. ]4[ در اين راستا نياز به تخليه سطح راهها از وسايل نقليه عبوري مي باشد. براي تخليه اين وسايل نقليه مشكلاتي مانند خروجيهاي محدود در طول آزاد راهها، بسته شدن يك مسير در اثر تخريب پل و عدم امكان عبور از تقاطع و بسته شدن مسيرهاي كنار گذر، بسته بودن بعضي دسترسيها به آزاد راهها و شريانيها، وجود وسايل نقليه متراكم در پشت سر موانع و عدم امكان عبور از صف ترافيكي و رسيدن به موانع و رفع آنها، وجود دارد. براي كم كردن اين مشكلات ميتوان كارهايي چون برداشتن موانع دائمي در دسترسيهاي به آزاد راهها و شريانيهاي درجه 1 و قرار دادن موانع قابل رفع مانند ميله هاي فولادي قفل دار(كه داراي كليدهاي مشابه اي باشند) انجام داد. و يا اينكه پيش بيني برداشتن موانع در دو سمت آزاد راه (گارد ريلها) و امكان استفاده از سمت ديگر حركت، برداشتن موانع در وسط پلها و استفاده از سمت ديگر پل را مد نظر قرار داد. همچنين ميتوان به زمينهاي اطراف آزاد راه براي تخليه و پارك موقت وسايل نقليه بررسي نمود و يا مي توان به بررسي راههاي كناري و جانشين در كنار پلها، تونلها يا ديگر اجزاء آسيب پذير شبكه اقدام كرد و ضمن پيش بيني استفاده از آنها در هنگام ضرورت، به آماده سازي اين مسيرها پرداخت. و يا به پيش بيني وسايل لازم و راههاي رسيدن به محل موانع مانند استفاده از هلي برد و از طريق دسترسي هوايي پرداخت. از موارد داراي اهميت زياد، امكان دسترسي به اطلاعات سريع از وضعيت شبكه راهها و محلهاي انسداد و تطبيق آن با طرحهاي از پيش آماده شده بحران و تصميم گيري سريع با توجه به مقتضيات حادثه مي باشد. استفاده از شبكه نظارت تلويزيوني بر شبكه راهها مانند آنچه كه در شهرهاي بزرگ دنيا از جمله تهران بكار گرفته شده است و يا بهره گيري از سرويسهاي هوائي مانند هلي كوپتر ، هواپيماهاي بدون خلبان در اين زمينه مي تواند مفيد باشد. استفاده از نيروهاي آموزش ديدة پليس و نيروهاي انتظامي كه براي نحوه گشودن راهها و اعمال مقررات، آموزش لازم را ديده اند، اهميت اساسي دارد. همانگونه كه اشاره گرديد، بعلت شرايط خاص بعد از زلزله كه اغتشاش، ناامني و عدم مراعات مقررات را هم در بر خواهد داشت، پيش بيني استفاده صحيح و بجا از نيروهاي امنيتي امري ضروري است و گرنه نمي توان در زمينه امداد رساني، به استفاده از سطح شبكة راهها اميدوار بود.
2-2- رفتار رانندگان در استفاده از شبكه بعد از زلزله بعد از گذشت ساعت اوليه بحران، تقاضا براي سفرهاي خاص مربوط به زلزله در سطح شبكه، توسط افراد عادي ايجاد ميگردد. اين سفرهاي حاصل از زلزله، در صورتي كه محدود و كنترل و هدايت نشود، عرض محدود شبكه را اشغال نموده و امداد رساني را دچار مشكل مي كند. اين سفرها مي تواند به دلايل زير ايجاد گردد: أ. براي اطلاع از وضعيت خانواده و بستگان ب. براي امداد رساني و نجات و رساندن مجروحين به مراكز امدادي ج. براي فرار از منطقه در معرض خطر مانند بروز آتش سوزي د. براي تخليه خود و خانواده از شهر و يا محل آسيب ديده و رساندن آنها به نقطة امن در اين مسئله هم مانند آنچه كه در قبل بيان شده بود، حجم اين سفرهاي ايجاد شده به شدت زلزله، زمان بروز زلزله، شرايط فرهنگي و اجتماعي و ميزان رعايت مقررات و آموزش و اطلاع رساني بستگي دارد. مواردي مانند ميزان انسداد مسيرها (بروز تصادفات رها كردن وسايل نقليه)، عدم راههاي جايگزين، هراس ناشي از زلزله در ابعاد حادثه نقش دارد.بجز سفرهاي امدادي كه به صورت داوطلبانه توسط افراد انجام مي شود سفرهاي ديگر مي تواند بعضاً به تعويق افتاده يا بدون وسيله انجام گيرد.براي حذف و كنترل اين سفرها نيز مسئله آموزش و اطلاع رساني اهميت زيادي دارد. خواستن از مردم براي انجام ندادن اين سفرها چه از طريق آموزش قبل از زلزله و چه با اطلاع رساني بعد از زلزله و ايجاد آرامش، مي تواند بخشي از اين سفرها را حذف نموده و يا به تعويق بياندازد. داشتن طرح براي مديريت بحران در ساعات اوليه بعد از زلزله مانند طرحهاي تخليه اضطراري كه در آنها مسيرهاي تخليه با توجه به نقاط پيش بيني شده براي اسكان موقت مشخص شده اند ويا پيش بيني نيروهاي انتظامي و استقرار سريع آنها بويژه در مسيرهاي حياتي و مورد نياز و گشودن مسيرها و باز نگهداشتن آنها با توجه به آموزشهاي ديده شده، مي توانند در اثر اعمال مقررات اين سفرها را مديريت نمايد. عدم اجازه حركت به وسايل نقليه غير امدادي در كل شبكه يا مسيرهاي خاصي از شبكه، ميتواند ظرفيت خيابانها را در اختيار سفرهاي ضروري قرار دهد. اعمال اين محدوديتها را در زلزله هاي اخير مانند زلزله كوبه سال 1995 ژاپن كه در روزهاي اول بعد از زلزله سفرها داراي محدوديت بود، شاهد بوده ايم. اين اعمال محدوديتها مي تواند با پيش بيني مسيرهاي خاص براي تخليه مناطق و هدايت افراد به اين مسيرها انجام گيرد.
2-3- رفتار نيروهاي انتظامي و امدادو نجات مطمئناً پيش بيني رفتار و شرايط اين نيروها بعد از زلزله و نحوة استفاده از آنها در شرايط بحران، نقش اساسي دارد كه بايد در طرحهاي مديريت بحراني هر شهر و منطقه لحاظ شده باشد. نيروهاي انتظامي بويژه از ديدگاه مورد تحليل ما، وظيفة گشودن و باز نگهداشتن مسيرها را (براي حركت نيروهاي امدادي و استفاده از آنها) دارند. همانگونه كه اشاره گرديد، با توجه به شدت بحران، هراس و اضطراب ايجاد شده، گستردگي آسيبهاي ناشي از زلزله، فرهنگ جامعه و احتمال عدم رعايت مقررات به صورت وسيع و گسترده و حتي بروز آشوبها و اغتشاشات و اختلال در امر كمك رساني، انجام پيشبينيهاي لازم ضروري است. اما در عمل ممكن است مشكلاتي در استفاده از نيروها پيش آيد كه عبارتند از: ه. دراثر زلزله خود نيروها آسيب ديده باشند. اين امر سبب اختلال در انجام وظايف اين نيروها مي گردد. و. درگير كمك رساني به خانواده خود باشند. بسته به زمان وقوع زلزله اگر افراد موظف به برقراري نظم و يا نيروهاي امداد و نجات در كنار خانواده خود باشند در صورت مشاهده آسيب به خانواده وظيفه اصلي خود را در نجات جان آنها ميبينند و عملاً ممكن است عده اي از نيروها در ساعات اوليه از دور خارج شوند. ز. بدنبال اطلاع از وضعيت خانواده خود باشند. اگر اين افراد در هنگام زلزله در محل مأموريت خود و يا در مكاني غير از محل سكونت خود استقرار داشته باشند، با توجه به شدت زلزله و هراس ايجاد شده بدنبال كسب خبر از وضعيت خانواده و كمك رساني به آنها خواهند بود. اين نيروها حتي در صورت حضور در محل پست خود نيز ممكن است كارآئي لازم را نداشته باشند. ح. افراد در دسترس نبوده و يا دسترسي به مراكز خدمت براي آنها دشوار است. ممكن است عده اي از اين افراد در مرخصي و يا در خارج از محدوده جغرافيايي محل خدمت خود باشند و اطلاع يافتن آنها از ماجرا ممكن است طول بكشد . ط. مراكز انتظامي و امدادي يا تجهيزات آسيب ديده اند. اين امر مي تواند باعث سردرگمي نيروها شده و عملاً تا تسلط بر اوضاع و ايجاد نظم و روال مشخص زمان زيادي را از دست بدهند. ي. مشكلات سازماندهي؛ ممكن است بعلت عدم پيش بينيهاي لازم و يا بروز خرابيهاي و آسيبهاي خارج از انتظار و يا عدم آموزشهاي لازم و عدم آمادگي براي چنين حوادثي، بهره دهي اين نيروها پايين باشد. مواردي مانند عدم مشخص بودن وظايف و طرحهاي استقرار و يا نواحي كه بايد تحت پوشش انتظامي و امدادي قرار گيرند، از ديگر مشكلاتي است كه نيروها را دچار سردرگمي خواهد كرد. ك. قطع سيستمهاي ارتباطي؛ به علت قطع اين سيستمها و ارتباط آنها با مراكز مديريت بحران بويژه در بيمارستانها و مراكز امدادي كه تنها كانال ارتباطي آنها خطوط تلفن است، سازماندهي صحيح انجام نشده، برآورد صحيحي از نيازهاي مناطق آسيب ديده و تواناييهاي مراكز امدادي و انتظامي انجام نمي شود و ممكن است زمان طولاني در جهت حل اين مشكلات تلف شود. ل. براي رسيدن به محلهاي مأموريت خود دچار مشكل باشند. حتي بعد از اينكه نيروها با سازماندهي از مراكز استقرار خود براي انجام مأموريت اعزام ميشوند، به علت انسداد مسيرها ممكن است نتوانند بسرعت خود را به مناطق مورد نظر برسانند. اين مشكلات مي تواند ناشي از عدم اطلاع از وضعيت مسيرها و انجام سفرهاي طولاني تر، عدم امكان استفاده از وسيلة نقليه شخصي و عدم فعاليت وسايل نقليه عمومي باشد. م. موانع انجام وظيفه در محل؛ شامل مواردي چون آتش سوزي، قطع آب و عدم امكان استفاده از شيرهاي آتش نشاني مانند آنچه كه در كوبه ژاپن 1995 اتفاق افتاد، ميباشند. و يا تخريب ساختمانهاي بتني حجيم مانند آنچه در زلزله ارمنستان 1988اتفاق افتاد ويا مسائلي مانند ازدحام مردم و اخلال در انجام كمك رساني و عدم تبعيت مردم از نيروهاي انتظامي براي اختصاص مسيرها به كمك رساني، ممكن است نيروها را در انجام وظيفه خود دچار ركود و ناتواني نمايد. اما براي حل اين مشكلات و پيش بيني و مواجه با آنها مي توان كارهاي زير را انجام داد: أ. مقاوم سازي ساختمانهاي محل استقرار؛ از آنجايي كه حضور اين نيروها و ارائه خدمات در لحظات اوليه بحران زلزله اهميت خاصي دارد. بايد ساختمانهاي محل استقرار آنان بويژه بيمارستانها و مراكز درماني با مقاومت بالايي طرح گردند تا در صورت بروز زلزله بتوانند پايدار بوده و خدمات خود را ارائه دهند. در اين رابطه استاندارد ها و معيارهايي هم مطرح است ]5[ تا مشكلاتي مانند آنچه در زلزله مكزيك اتفاق افتاد و بيمارستان اصلي شهر آسيب ديد پيش نيايد. در اين زلزله دو ساختمان 4و6 طبقه بيمارستان اصلي شهر ويران شدند. ب. داشتن طرح و برنامه و پيش بينيهاي لازم براي مديريت بحران؛ براي مقابله با زلزله بخصوص در كلان شهرهايي كه در معرض زلزله هاي با شدت بالا هستند موارد مهمي را بايد در نظر گرفت. در رابطه با نيروهاي انتظامي و امدادي ميتوان به مواردي چون پيش بيني نحوة فراخواني، نحوه سازماندهي مجدد، نحوه جايگزيني افراد آسيب ديده و يا دور از دسترس ، محلها و موقعيتهايي كه بايد تحت پوشش قرار گيرند و پيش بيني جمع آوري اطلاعات سريع از وضعيت اشاره كرد. در زلزله كوبه ژاپن، زلزله در ساعات اولية صبح اتفاق افتاد. بعد از مدت كوتاهي وزارتخانه هاي مربوطه در جريان قرار گرفتند و هليكوپتر براي برآورد آسيبها و زيانها بر فراز شهر به پرواز در آمد. ج. هم اكنون كارهاي زيادي در جهت اطلاع گيري سريع از وضعيت بحران در ژاپن و در مناطق زلزله خيز آمريكا انجام شده است. ريز پهنهبندي شهرها و مدل كردن وضعيت بحران براي سناريوهاي مختلف و پيش بيني آسيبها و امكانات مورد نياز و تطبيق و آماده سازي وضعيت فعلي نيروها براي مواجه با شرايط، از جمله كارهايي است كه انجام مي شود. د. استفاده از نيروهاي كمكي خارج از منطقه آسيب ديده؛ اين موضوع از كارهاي بسيار مهمي است كه بويژه در رابطه با شهر هاي بزرگ بايد انجام گيرد. در قسمت قبل بيان شد، نيروهايي كه وظيفه امداد و كمك رساني و يا برقراري نظم را دارند، اگر خانواده هاي آنها در محل و حوزه آسيب قرار گرفته باشند، تا حصول اطمينان از وضعيت خانواده نمي توانند سرويس دهي مناسبي داشته باشند. در صورت گستردگي آسيب و حجم بالاي تلفات، ادامه فعاليت با نيروهاي موجود كه دچار مشكل نيز هستند، بهره دهي سيستم امداد رساني را پايين خواهد آورد. كلان شهر مي تواند به قسمتهاي مختلف تقسيم شده و هر قسمت از شهر به عهده يك شهر يا منطقه اي كه امكانات لازم را براي پوشش آن دارد، واگذار شود. انجام مانور توسط اين نيروهاي كمكي وآشنا شدن با شرايط شهر تحت پوشش و يا حتي گذراندن مأموريتهاي كوتاه مدت خدمتي و زندگي كردن و آشنا شدن با وضعيت شهر مفيد مي باشد . لذا از جمله كارهايي است كه بايد به آن پرداخته شود. در زلزله منجيل، سال 1369 بخش مهمي از امداد رساني توسط نيروهاي خارج از منطقه انجام شد ولي سازماندهي و استقرار همين نيروها زمان زيادي را برد. ه. پيش بيني حجم گسترده نيروها و طرحهاي جايگزيني؛ با توجه به احتمال آسيب عده اي از نيروها و امكانات و حجم گسترده خرابي بايد امكان استفاده از نيروهاي ارتشي و نيروهاي مردمي مد نظر قرار گيرد. سربازان و درجه داران رسمي يا وظيفه با توجه به سن خدمت (در كشورهايي كه خدمت اجباري است) اكثراً تشكيل خانواده نداده اند و از طرفي بسياري از آنها محل خدمتشان خارج از محل زندگي آنهاست. لذا سربازان غير بومي مستقر در شهر در صورت سازماندهي مي توانند كمك مؤثر و جدي در اين رابطه باشند. توزيع امكانات اوليه امداد رساني در محلهاي مختلف و نواحي كوچك شهري اعم از كليساها، مدارس و ادارات شهرداري محلي راهي مناسب مي باشد و استفاده از نيروهاي مردمي و داوطلب (مانند بسيج) و آموزش آنها مي تواند هسته اوليه كمك رساني را در هر محله تشكيل دهد. اين نيروهاي محلي خيلي سريع ميتوانند محل را مورد پوشش قرار دهند و ضمن اطلاع رساني از وضعيت بحران به مراكز مديريت بحران در ساماندهي كمكهاي مردمي مؤثر باشند. براي نحوة ارتباط بين اين نيروهاي محلي و مراكز مديريت بحران و تعيين رابطهايي در اين زمينه بايد پيش بينيهاي لازم صورت گيرد. و. آموزشهاي لازم؛ نيروهاي موظف امدادي و انتظامي ، نيروهاي كمكي خارج از شهر، نيروهاي مردمي، همگي اين نيروها نيازمند به آموزش مي باشند. در شرايط بحراني تصميم گيري صحيح مشكل است و بدون آمادگي ذهني لازم اقدامات انجام شده مي تواند اشتباه و عجولانه باشد. دستورالعملهاي لازم براي شرايط خاص بايد مكتوب و در دسترس باشد. نه تنها وظايف هر گروه از نيروها براي آنها بايد مشخص باشد بلكه با وظايف گروههاي ديگر هم بايد آشنايي داشته باشند تا تداخل در انجام امور ايجاد نشود. نيروهاي كمكي اعزامي از شهرهاي اطراف بعلت عدم آشنايي با موقعيت ممكن است در ايجاد هماهنگي با ديگر نواحي دچار مشكلات بيشتري گردند. از نيروهاي ارتش و سربازان وظيفه با توجه به نوع مسئوليت آنها بايد انتظارات محدودتري داشت و در صورتي كه در بررسيها مشخص گردد آنها بايد وظايف بيشتري به عهده بگيرند، بايد آموزشهاي لازم براي آنها انجام شود. انجام مانورها و شبيه سازي شرايط زلزله از جملة اين آموزشهاست. اين مانورها بيش از آنكه به صورت نمايشي باشند، بايد فرصت اندازه گيري و ارزيابي نيروها را به صورت جدي فراهم كند. انجام مانور ارزيابي بدون اطلاع قبلي و به صورت ناگهاني براي نيروهاي داخل شهر مي تواند مفيد باشد. اين مورد با توجه به اينكه زلزله خبر نمي كند و پيش آگهي اوليه نمي دهد، بايد جدي گرفته شود. ز. پيش بيني دسترسيها ي سريع و جمع آوري اطلاعات فوري؛ با توجه به مشكلات احتمالي، جابجائي نيروها در سطح شهر بعد از بروز زلزله و انسداد مسيرها بايد تمام راههاي دسترسي سريع لحاظ گردد. مانند استفاده از هليكوپتر كه مي تواند براي محلهاي فاقد دسترسي و بحراني مفيد باشد و يا استفاده از سيستم مترو. با توجه به اينكه تونلهاي مترو در داخل خاك در معرض آسيب كمتري هستند و قابليت اطمينان بالايي براي پايداري در برابر زلزله دارند مي توان از آنها در انتقال نيروها و مجروحين استفاده كرد. پيش بيني ايجاد كميتههاي امدادي در فضاهاي باز يا مدارس و نقاط ايمن، در نزديكي محلهايي كه آسيبهاي شديدي ديدهاند يا متوسط فاصله آنها از مراكز امدادي دور است، از جمله كارهايي است كه حمل و نقل مجروحين و ارائه خدمات به آنها را ساده تر مي كند. جمع آوري اطلاعات نيز بسيار مهم است. پيش بيني روشهاي جمع آوري اين اطلاعات مانند استفاده از هلي كوپتر، گشتهاي سيار با موتور كه امكان مانور بيشتري دارد، اطلاع گرفتن از نيروهاي مردمي كه براي برآوردها و ارائه گزارش آموزش ديده اند، پيش بيني روشهاي دريافت اطلاعات حتي در صورت قطع سيستم تلفن (از طريق بيسيم) از ديگر مواردي است كه مي تواند در نظر گرفته شود.
2-4- رفتار نيروهاي مديريت بحران بعد از زلزله به صورت خود جوش كارهاي امداد رساني توسط خود مردم آغاز ميشود. در صورتي كه حجم خرابي كم و آسيب زلزله محدود باشد، اطلاعات مردمي و اقدامات مستقل واحد هاي امدادي و انتظامي مي تواند مشكلات زيادي را برطرف كند. اما در يك زلزلة گسترده بويژه در يك شهر بزرگ، بدون مديريت صحيح، كارهاي بدون سامان و هماهنگي، نتايج وخيمي را به بار خواهد آورد. نيروهاي تصميم گيرنده نيز انسان هستند و آنها هم در معرض آسيب و هراس از زلزله بوده، اطلاعات اندك و بعضاً نادرستي از ابعاد فاجعه و تواناييهاي در دسترس خود دارند. از مشكلات مهم آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد: أ. عدم استقرار افراد مسئول و پيش بيني شده در پستهاي مديريتي؛ اين امر مي تواند بعلت آسيب ديدگي اين افراد، در دسترس نبودن آنها به علت بودن در مرخصي و يا درگير شدن به مسئله نجات خانواده خود باشد. ب. آسيب ديدگي مركز كنترل هدايت و يا بروز اشكال در سيستمهاي ارتباطي با مراكز امدادي و انتظامي چه در سطح شهر و چه در شهرهاي مجاور يا حتي خارج از كشور؛ در زلزله مكزيكويستي پايتخت كشور مكزيك در سال 1995 مركز مخابرات اين شهر ويران گرديد و در نتيجه ارتباط اين شهر با خارج از كشور مدتي قطع بود. در ابعاد بزرگ فاجعه انساني، جداي از كمكهاي كشوري نياز به دريافت كمكهاي بين المللي و تيمهاي ويژه امداد و نجات و وسايل امدادي مي باشد. ج. عدم اطلاعات صحيح اوليه از وضعيت بحران؛ براي تصميم گيري نياز به داشتن اطلاعات اوليه لازم از آسيبها و تلفات است. دسترسي به اين اطلاعات مشكل بوده و بعضاً اطلاعات ارائه شده، اغراق آميز و نادرست مي باشند. بسياري در ارائه وضعيت بحران اغراق مي نمايند. بدون آگاهي از وضعيت نيروهاي امدادي و انتظامي در دسترس و وسايل و امكانات آنها، تصميم گيريها نادرست خواهد بود. د. شرايط پيش بيني نشده؛ گستردگي بحران و عدم تناسب امكانات با نيروها در صورتي كه تقاضا ها بمراتب بيش از تواناييها باشد، تصميم گيري و اولويت دهي را مشكل خواهد كرد. بروز حوادثي مانند آتش سوزيهاي گسترده يا فاجعه بزرگ انساني در يك محل مانند حادثه در سالنهاي بزرگ تجمعات، مشكلاتي را در تصميم گيري ايجاد مي كند. در صورت عدم پيش بيني هاي لازم و تفكر در اين موارد آسيبها جدي خواهد بود. ه. تصميم گيريهاي غير صحيح بعلت عدم آمادگي قبلي و يا شرايط بحران و اضطراب؛ اگر افرادي كه در سيستمهاي مديريت بحران قرار دارند، تازه به اين سمت رسيده باشند و يا اضطراراً جايگزين مسئولين اصلي بعلت آسيب به آنها شده باشند، در ايجاد ارتباط با سازمانهاي مرتبط، درك شرايط و تطبيق با وضعيت دچار مشكل مي شوند. اضطراب ناشي از بحران و عدم آمادگي اوليه مي تواند منجر به استفاده ناصحيح از امكانات اوليه و موجود شود. در زلزله ارمنستان سال 1988 عدم آمادگيهاي اوليه بسيار مشهود بود.در دسترس نبودن وسايل لازم براي تخريب ساختمانهاي بتني و سرماي هوا باعث تلفات گسترده انساني گرديد.] 3[ براي مواجه با اين مشكلات هم كارهايي را مي توان انجام داد كه در واقع اين موارد بخشي از اموري است كه بايد براي مديريت بحران پيش بيني كرد: أ. برآورد زلزله هاي محتمل براي يك شهر و آسيبها و تلفات وارده، نيازهاي ايجاد شده و نحوة تأمين و پاسخگويي به اين نيازها؛ نيازهاي ايجاد شده و نحوة تأمين و پاسخگويي به اين نيازها اينكار با ريز پهنه بندي شهر و با كمك سناريوهاي زلزله و تحليل ريسك مي تواند انجام گيرد. ب. مكتوب بودن و در دسترس بودن اقدامات لازم در شرايط بحراني و راه حلهاي احتمالي، ج. دردسترس بودن اطلاعات از مراكز در معرض خطر(براي مثال مشخصات پمپ بنزينها ويا اطلاعات مراكزامدادي وانتظامي و ظرفيت پذيرش بيمارستانهاومانند آن) د. پيش بيني نحوه هماهنگيها، ايجاد ارتباط و ارجاع كار به نيروهاي امدادي و انتظامي در داخل و خارج از منطقه. نحوه ارتباط و استفاده از كمكهاي خارجي، ه. استفاده از افراد ثابت در پستهاي مهم و پيش بيني جايگزينهاي احتمالي، اجراي مانورها و كنترل كردن تواناييها و داشتن برآوردي صحيح تر از نيروها و امكاناتي كه مي توانند مورد استفاده قرار گيرند. و. مشخص كردن نحوه جمع آوري اطلاعات دسته بندي و قابل استفاده كردن آنها.
3- نتيجه گيري در طی بررسی ارائه شده مشخص گردید که تا چه میزان عدم پیش بینی و کسب آمادگی لازم برای کنترل رفتارهای انسانی می تواند در مدیریت بحران بعد از بروز زلزله و از جمله در مدیریت شبکه حمل و نقل موثر باشد. حتی در صورت عدم بروز خرابی در سطح شبکه راه (مانند زلزله بم)، عدم مدیریت صحیح باعث بروز مشکل در بکارگیری ، حتی عرضه باقیمانده پس از بروز زلزله می گردد. لذا ضروری است با توجه به سناریوهای احتمالی بعد از وقوع یک زلزله محتمل ، به شناسائی مشکلات پرداخته شود و با انجام فعاليتهايي چون آموزش مردم، اطلاع رسانی صحیح، شناسائی مسیرهای اضطراری، استقرار نیروهای انتظامی و کنترل این مسیرها، داشتن طرح های عملیاتی در شرایط خاص بحران و پیش بینی راهکارهای خروج از انسداد مسیرها و قطع دسترسی ها ، امكان استفاده مطلوبتر از شبكه را فراهم نمود.
مراجع
2. Smith K., “Environmental Hazard assessing risk and Reducing Disaster”, Routledge Publication, 2001 3. Annotated Slide sets A visual presentation of EERI slide sets on CD Earthquake Engineering Research Institute EERI
5. Building Seismic Safety Council, “Seismic Consideration Health Care Facilities”, Federal Emergency Management Agency, FEMA 150, Series 35
|
||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||